اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۹۶۹ ۱۳۹۶/۰۷/۰۳ - ۰۰:۵۲ ۲۶۰

خصوصیات وآثار خلوص ذاتی

و باید دانست که چون کسی به مرحله خلوص ذاتی برسد و بدین فیض عظمی نائل گردد دارای آثار و خصوصیّاتی خواهد بود که دیگران از آن بی نصیب و بهره اند :

اوّل آنکه به نصّ کریمه قرآنیّه دیگر شیطان را به هیچ وجه من الوجوه برایشان تسلّط و اقتداری نیست : فَبِعِزَّتِکَ لاغْوِیَنَّهُمْ اجْمَعینَ – الا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ [38] بدیهی است که این استثناء تشریعی نیست بلکه به واسطه اقتدار ذاتی مخلصین در مقام توحید ، دیگر شیطان را قدرتی نبوده و به علّت ضعف و ناتوانی خود نمی تواند در این مرحله به آنان دست یابد . باری چون مخلصین خود را برای خدا خالص نموده به هر چیز که می نگرند خدا را می بینند ، و شیطان به هر قسم و کیفیّتی بر ایشان ظهور کند باز با نظر الهی در آن شی ء می نگرند و استفاده الهیّه می کنند ، لهذا شیطان از اوّل امر نزد این طایفه اعتراف به عجز و مسکنت خود نموده و سپر می اندازد و الا شیطان ذاتش برای اغواء بنی آدم است و کسی نیست که بخواهد به کسی ترحّم نموده و دست از اضلال او بردارد .

دوّم ، این گروه از محاسبه محشر آفاقی و حضور در آن عرصه معاف و فارغ هستند .

در قرآن کریم وارد است که :

وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأرْضِ الا مَنْ شَاءَ اللهُ [39]

از این آیه به طور حتم دستگیر می شود که به طور اجمال جماعتی از فزع و صعقه قیامت در امانند ، و چون به آیه شریفه : فَإنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ – الا عِبادَ اللَهِ الْمُخْلَصینَ [40]ضمیمه گردد معلوم می شود که آن گروه که از صعقه قیامت در امانند عبارتند از :

بندگان مخلَص خدا ، زیرا بندگان مخلص به یک معنی ابدا دارای اعمالی نیستند تا آنان را برای حساب آن در عرصه قیامت حاضر سازند . آنان به واسطه مراقبت و ریاضات شرعیّه در جهاد انفسیّه کشته شده و به حیات ابدی پیوسته اند و از قیامت عظمای انفسیّه عبور کرده اند ، در دوران مجاهده به حساب آنان رسیدگی شده و حال به واسطه قتل فی سبیل الله در نزد خدای خود به خلعت حیات ابدی مخلّع و از روزی های خاصّه خزانه ربوبی متنعّمند .

قال عزّ من قائل :

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فِی سَبیلِ اللَهِ امْوَاتا بَلْ احْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ [41]

چ و زیاده بر آن ، آنکه احضار ، فرع بر عدم حضور است و اینان قبل از پیدایش طلیعه قیامت در همه جا حاضر بوده و بر همه احوال مطّلع بوده اند لقوله تعالی : عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ [42] .

سوّم ، آنچه از ثواب و اجر به هر کس برسد و در روز قیامت به او عطا شود در مقابل عمل او خواهد بود مگر این صنف از بندگان که کرامت الهیّه بر ایشان ماوراء طور پاداش عمل است : وَ ما تُجْزَوْنَ الا ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ – إلا عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصینَ [43]

و اگر گفته شود که : مفاد این آیه آنست که گروه معذّبین طبق اعمالشان به پاداش می رسند مگر بندگان نیک خدا که برای ایشان جزا در مقابل عمل نبوده بلکه پروردگار منّان به ایشان به فضل و کرم خود جزا خواهد داد . گوئیم : مفاد آیه مطلق بوده و مخاطب آن اختصاصی به گروه معذّبین ندارد ، علاوه آنکه جزای بندگان به فضل و کرم ، منافات با جزا در مقابل عمل ندارد . چه معنای فضل اینست که در مقابل عمل کوچک ، پروردگار منّان جزای بزرگ عنایت می فرماید و در واقع عمل کوچک را بزرگ می شمارد ولی با این همه باز جزا در قبال عمل واقع گردیده است در حالی که مفاد کریمه شریفه غیر از اینست ، مفاد آیه آنست که به بندگان مخلصین خدا جزا اصلا در مقابل عمل داده نمی شود . و نیز در آیه دیگر می فرماید :

لَهُمْ ما یَشَاؤُنَ فیها وَ لَدَیْنَا مَزیدٌ [44]

برای این گروه هر چه اراده و مشیّت آنان تعلّق گیرد خواهد بود و در نزد ما نیز چیزی زیاده از مقدار اراده و مشیّت آنان برای آنان خواهد بود . پس معلوم می شود که از کرامات الهیّه چیزهائی که فوق اراده و مشیّت و بالاتر از سطح فکر و میزان طیران مرغ اختیار و اراده آنهاست داده خواهد شد و این نکته شایان دقّت است و قابل توجّه .

چهارم ، آنان دارای مقامی منیع و منصبی رفیع و مرتبه ای عظیمند که بتوانند حمد و سپاس ذات احدیّت و ثنای الهی را کما هو حقّه همانطور که سزاوار آن ذات اقدس است بجا آورند . قال عزّ من قائل : سُبْحَانَ اللَهِ عَمَّا یَصِفُونَ – الا عِباد اللَهِ الْمُخْلَصینَ [45] و این غایت کمال مخلوق و نهایت منصب ممکن است . از مجموع بیانات سابقه چنین بدست می آید که برای آخرین مراحل سلوک که همان مقام مخلَصین باشد چه مزایائی است و چه فیوضاتی بر آنان مترتّب خواهد بود . ولی باید معلوم باشد که وصول به این کمالات و تحقّق به این حقائق وقتی میسور می گردد که سالک در میدان مجاهده فی سبیل الله کشته و مقتول گردد ، و هنگامی از آن فیوضات الهیّه سرمست خواهد بود که جام شهادت را سرکشیده باشد . و مراد از کشته شدن عبارت است از قطع علاقه روح از بدن و متعلّقات آن ، و همچنانکه شهید در معرکه قتال با شمشیر و سیف ظاهری علاقه روح خود را از بدن قطع می کند سالک راه خدا نیز با سیف و شمشیر باطن در میدان نبرد با نفس امّاره به وسیله استمداد از قوای رحمانیّه علاقه روح خود را از بدن و متعلّقات آن سلب می نماید .

0 0 votes
امتیازدهی به مقاله

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x