اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۹۶۹ ۱۳۹۶/۰۷/۰۲ - ۱۹:۵۷ ۲۹۲

صعوبت عبور از عالم برزخ و کثرات انفسیّه

هنوز از خستگی راه نیاسوده وارد عالم برزخ که کثرت انفسیّه است می گردد . در اینجا به خوبی مشاهده می کند که مادّه و کثرات خارجیّه در درون خانه طبع او چه ذخائری به ودیعت نهاده بودند ، این ها همان موجودات خیالیّه نفسانیّه هستند که از برخورد و علاقه به کثرات خارجیّه به وجود آمده و جزء آثار و ثمرات و موالید آن به حساب می آیند . این خیالات مانع از سفر او می شوند و آرامش او را می گیرند ، و چون سالک ، ساعتی بخواهد در ذکر خدا بیارمد ناگهان چون سیل بر او هجوم آورده و قصد هلاک او را می کنند .

جان همه روز از لگدکوب خیال      وز زیان و سود و از بیم زوال

نی صفا می ماندش نی لطف و فرّ      نی به سوی آسمان راه سفر

بدیهی است که صدمه و آزار کثرات انفسیّه قوی تر و نیرومندتر از کثرات خارجیّه می باشد ، چه انسان می تواند با اختیار خود با عزلت و انزوا از مزاحمت و تصادم با کثرات خارجیّه دوری جوید ولی البتّه نتواند بدین وسیله از صدمه و آزار و خیالات نفسانیّه رهائی یابد ، چه این ها با او قرین و همجوارند .

مسافر راه خدا و طریق خلوص و عبودیّت حقّ ، از این دشمنان نمی هراسد ، دامن همّت بر میان می بندد و به یاری آن نغمه قدسیّه راه مقصد را در پیش می گیرد و از عالم خیالات که او را “برزخ” نامند خارج می گردد . ولی سالک باید بسیار بیدار و هوشیار باشد که در زوایای خانه دل چیزی از این خیالات به جای نمانده باشد ، زیرا دأب این موجودات خیالیّه ، اینست که در موقع بیرون کردن آنها ، خود را در گوشه و زوایای مخفیّه دل پنهان می کنند ، به طوری که سالک فریب خورده گمان می کند از شرّ آنها خلاص شده و از بقایای عالم برزخ چیزی با خود همراه ندارد ، ولی آن هنگام که مسافر به چشمه حیات راه یافته و می خواهد از عیون حکمت سیراب گردد ناگهان بر او تاخته و با تیغ قهر و جفا ، کارش را می سازند .

مثل این سالک مثل کسی است که در حوض خانه خود آبی وارد ساخته است و مدّتی به آن دست نزده تا تمام آلودگی ها و کثافات آن ته نشین شده آب صافی در حوض نمودار و گمان می کند این صفا و پاکی پایدار و همیشه است ، ولی به محض آنکه بخواهد در حوض فرو رود یا چیزی را در حوض بشوید ناگهان تمام آن لردها و کثافات ، آب صاف را آلوده نموده لکّه های سیاه بر روی آب پدید می آید . لذا باید آنقدر سالک با مجاهده و ریاضت تحصیل آرامش خیال بنماید که موالید خیالیّه او در ذهن او متحجّر شده و نتوانند قیام نموده و ذهن او را وقت توجّه به معبود مشوّش دارند .

4 1 vote
امتیازدهی به مقاله

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x