اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۹۶۹ ۱۳۹۶/۰۷/۰۳ - ۰۰:۳۸ ۱۹۸

مشاهده سالک نفس خود را

چون سالک در امر مراقبه مواظبت نمود ، حق تعالی از باب مهر و عطوفت انواری را بر او به عنوان طلایع ظاهر می گرداند . در ابتدای امر این انوار مانند برق ظاهر گشته ناگهان پنهان می شوند ، این انوار کم کم قوّت یافته مانند ستاره ریز درخشان می گردند ، و سپس نیز قوّت یافته به صورت ماه و بعدا به صورت خورشید پدید می آیند ، و گاهی مانند چراغی که افروخته باشند و یا قندیلی نمایان می شوند ، این انوار را در اصطلاح عرفاء “نوم عرفانی” نامند ، این انوار از قبیل موجودات برزخیّه هستند . ولی هنگامی که از این مراتب مراقبت سالک قوی تر گشت و رعایت مراقبه را کاملا بنمود این انوار قوی تر شده سالک تمام آسمان و زمین و شرق و غرب را یکپارچه روشن می بیند ، این نور ، نور نفس است که هنگام عبور از عالم برزخ هویدا می شود لیکن در مراحل اوّلیّه عبور که می خواهد تجلّیات نفس شروع شود سالک نفس خود را به صورت مادّی مشاهده می کند و به عبارت دیگر چه بسا ملاحظه می کند که خودش در برابر خودش ایستاده است . این مرحله ابتدای تجرّد نفسی است .

مرحوم استاد علامه حاج میرزا علی آقای قاضی – رضوان اللّه علیه – می فرمودند که : روزی از اطاق بیرون آمده در دالان خانه دیدم که خودم در کناری ساکت و صامت ایستاده ام ، با دقّت تمام تری به صورت خود نگاه کردم ، دیدم در صورت ، خالی دارم . چون به اطاق آمدم و در آئینه نظر انداختم دیدم که در صورت من خالی بوده و من تاکنون آن را ندیده بودم .

و گاهی سالک متوجّه می شود که خود را گم کرده است و هر چه جستجو می کند نمی تواند خود را پیدا نماید . گفته شد که این مشاهدات در مراحل ابتدایی تجرّد نفس بوده و مقیّد به زمان و مکان هستند و بعدا در اثر توفیقات الهی سالک می تواند تمام حقیقت نفس خود را با تجرّد تامّ و تمامی مشاهده نماید .

از مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی – رضوان اللّه علیه – نقل است که ایشان مدّت چهارده سال شاگرد و ملازم استاد عرفان و توحید مرحوم آخوند مولی حسین قلی همدانی – رضوان الله علیه – بوده اند ، می فرموده اند :

روزی استاد به من فرمود که : مقام تربیت فلان شاگرد به عهده شماست . آن شاگرد همّتی فراوان داشت و عزمی راسخ . مدّت شش سال در مراقبت و مجاهدت کوشش نمود تا به مقامی رسید که قابلیّت محضه بود برای ادراک و تجرّد نفس ، خواستم این سالک راه سعادت به دست استاد بدین فیض نائل و به این خلعت الهیّه مخلّع گردد . او را با خود به خانه استاد بردم و پس از عرض مطلوب ، استاد فرمودند : اینکه چیزی نیست و فورا با دست خود اشاره کردند و فرمودند : تجرّد مثل اینست . آن شاگرد می گفت : فورا دیدم که من از بدنم جدا شده ام و در کنار خود موجودی را مانند خود مشاهده می کنم .

باید دانست که شهود موجودات برزخیّه چندان شرافتی ندارد بلکه شرافت همان رؤیت نفس است در عین تجرّد تامّ و کامل . چون نفس در این موقع به تمام حقیقت مجرّده خود هویدا می گردد ، موجودی مشاهده می شود که مقیّد به زمان و مکان نبوده بلکه مشرق و مغرب عالم را فرا می گیرد . و این شهود بر خلاف شهود مراحل اوّلیّه جزئی نبوده بلکه از قبیل ادراک معانی کلیّه است .

از مرحوم آقا سید احمد کربلائی – رضوان الله علیه – که از شاگردان معروف و مبرّز مرحوم آخوند بوده اند نقل است که فرموده اند : روزی در جائی استراحت کرده بودم کسی مرا بیدار کرد و گفت : اگر می خواهی نور اسفهبدیّه را تماشا کنی از جای برخیز . وقتی چشم گشودم دیدم نوری بی حدّ و اندازه ، مشرق و مغرب عالم را فرا گرفته است . اللَّهُمَّ ارْزُقْنا . این همان مرحله تجلّی نفس است که بدین صورت و به کیفیّت نور غیر محدود مشاهده می شود .

0 0 vote
Article Rating

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x