اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۹۶۹ ۱۳۹۶/۰۷/۰۳ - ۰۰:۴۸ ۲۶۰

نارسا بودن الفاظ در بیان حقایق و انوار تجردیّه و عوالم ربوبی

البتّه معلوم است که سایر درجات و فیوضات این عالم بی حدّ و نهایت است چون پایه و اساس وضع الفاظ بر پایه احتیاجات بشری بوده است و در اثر توسعه احتیاجات دائره وضع الفاظ وسیع تر شده است لذا بیان حقائق انوار تجرّدیّه عوالم ربوبی در قالب الفاظ غیر ممکن است و هر چه از آنجا گفته شود اشاره و کنایه بوده نمی تواند آن حقیقت عالیه را در افهام تنزّل دهد . بشر مادّی که به نصّ اخبار أنت فی أظلم العوالم در تاریک ترین عوالم از عوالم الهیّه که همین عالم مادّه است

زندگی می نماید و هر چه با چشم خود می بیند و با دست مادّی خود لمس می نماید از برای آنها الفاظی در حدود احتیاجات روزمرّه خود وضع می نماید امّا از سایر عوالم و از تعلّقات و تشعشعات و انوار و ارواح اطّلاعی ندارد تا برای آنها نیز الفاظی وضع کند ، بنابر این ما در تمام لغات جهان لغتی نداریم که آن معانی عالیه را حکایت کند پس چسان می توان آن حقایق را به زبان آورده و توصیف نمود ؟

مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست       حلّ این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد

دو دسته از این حقایق سخن رانده اند :

اوّل : جماعات انبیاء کرام علیهم السلام بدیهی است که آنها با عوالم ماوراء مادّه ارتباط داشته اند ولی به حکم نحن معاشر الأنبیاء امرنا أن نکلّم النّاس علی قدر عقولهم [27] مجبور بودند از این حقایق به قسمی تعبیر نمایند که قابل فهم و ادراک عامّه مردم باشد و لهذا از بیان حقایق انواری و غایت درخشندگی آن قطع نظر نموده و از بیان آنچه که حتّی به قلب بشر هم خطور نکرده است رفع ید نموده از حقیقت ما لا عین رأت و لا أذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر [28] تعابیری از قبیل جنّت و حور و قصور و غیره می نمودند ولهذا خود نیز در آخر اعتراف می نمودند که بیان حقایق آن عوالم قابل توصیف نیست .

دوّم : سلسله ای از مردم که به متابعت راه انبیاء تشرّف ادراک این حقایق و فیوضات به قدر اختلاف و استعدادات نصیبشان شده است . اینان نیز سخن در پرده استعاره و تمثیل گفته اند .

0 0 votes
امتیازدهی به مقاله

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x