اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۹۶۹ ۱۳۹۶/۰۷/۰۳ - ۰۰:۵۵ ۱۹۸

وارستگی از عوالم کثرت از لوازم ابتدایی سلوک است

در ابتدای سلوک باید سالک إلی الله به وسیله اختیار مقام زهد و تأمّل و دقّت و تفکّر در بی اعتباری دنیا و عدم فائده دلبستگی به آن ، رشته علقه به عالم کثرات را قطع کند ، چه نتیجه زهادت بی میلی و بی رغبتی است به امور ، و در نتیجه از رویدادهائی که موجب نفع مادّی و صوری اوست خوشحال نمی شود ، و از وقایعی که موجب ضررهای مادّی اوست متأثّر و محزون نمی گردد .

لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلَی ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتَاکُمْ [46]

این بی رغبتی و بی میلی منافات با حزن و خوشی فی الله ندارد زیرا این خوشحالی از محبّت به مال و منال و اعتباریّات نبوده بلکه از جهت آنست که خود را غرق دریای احسان و کرم خدا می بیند .

پس از طیّ این مرحله ، تازه سالک متوجّه خواهد شد که علاقه مفرطی به ذات خود دارد و نفس خود را تا سر حدّ عشق دوست دارد ، هرچه بجا می آورد و هر مجاهده که می کند همه و همه ناشی از فرط حبّ به ذات خود است ، زیرا که یکی از خصوصیّات انسان آنست که فطره خودخواه بوده ، حبّ به ذات خود دارد ، همه چیز را فدای ذات خود می نماید و برای بقای وجود خود ، از از بین بردن و نابود نمودن هیچ چیز دریغ نمی کند . از بین بردن این غریزه بسیار صعب و مبارزه با این حسّ خودخواهی از اشکل مشاکل است ، و تا این حسّ از بین نرود و این غریزه نمیرد نور خدا در دل تجلّی نمی کند ، و به عبارت دیگر تا سالک از خود نگذرد به خدا نمی پیوندد .

قطع علاقه از ذات خود سالک باید به وسیله استمداد از الطاف الهیّه و امدادهای پیاپی رحمانیّه رشته محبّت به ذات خود را سست و رفته رفته ضعیف نموده تا بالأخره پاره کند و به این صنم درونی که سر – رشته تمام مفاسد است کافر گردد و او را یکباره فراموش بنماید تا به طوری که عند التأمّل و التحقیق تمام کارهای او برای ذات اقدس الهی باشد

و حبّ به ذات او به حبّ به خدای خود تبدیل گردد ، و این بر اساس مجاهده انجام می گیرد . پس از طیّ این مرحله سالک دیگر علقه به بدن و آثار بدن و حتّی به روح خود را که پاره نموده ندارد ، هر کار که کند برای خداست و اگر سدّ جوعی کرده و در کار تهیّه اسباب زندگی به قدر کفاف و ضرورت باشد برای آنست که محبوب ازلی خواستار حیات اوست و الا قدمی از قدم برای تحقّق حیات این نشأه برنمی داشت .

البتّه این خواست در مقابل خواست خدا طولی خواهد بود نه عرضی ، و بر همین اساس دیگر سالک حقّ ندارد طالب کشف و کرامات بوده ، عملی برای تحقّق آن انجام دهد یا برای طیّ الأرض و اخبار از مغیبات و اطّلاع بر ضمایر و اسرار و تصرّف در موادّ کاینات ذکری بگوید و ریاضتی بکشد و برای استکمال و بروز قوای نفسانی به ایّ وجه و صوره عملی انجام دهد زیرا چنین کسی در راه رضای محبوب قدم برنمی دارد ، خدای را عبادت نکرده و مخلص نخواهد بود بلکه نفس خود را معبود خود ساخته و برای برآورده شدن حاجات او و تحقّق پذیرفتن استعدادات او گام می زند گرچه لفظا بدین منکر اعتراف نکند و ظاهرا تمام عبادتش را برای خدا انجام دهد .

چنین شخصی به نصّ کریمه شریفه : ا فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ الهَهُ هَواهُ [47] ، هوای خود را معبود خود ساخته و خواسته های نفسانی خود را می پرستد . سالک باید از این مرحله عبور کند و نفس خود را که دم از انانیّت می زند ترک بگوید . و سیأتی الکلام فیه ان شاء الله تعالی . [48]

وقتی سرانجام سالک بدین مرحله رسید کم کم خود را که برای خدای تعالی دوست می داشت نیز فراموش می کند و دیگر خودی نمی بیند و دیگر غیر از جمال ازلی و ابدی سیما و رخساره ای را نخواهد دید و رفته رفته در آن دریای بیکران غرق شده اثری از او نخواهد ماند .

0 0 vote
Article Rating

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x