بسم الله الرحمن الرحيم
در محضر استاد ۱۱: وفاي به عهد يا به عبارتي خوش قولي، راهي براي نيل به سعادت.
سؤال: ریشهی اين عمل از کجا نشأت میگیرد؟
جواب: از روز الست. خداوند در آن روز از انسانها قول بندگي گرفت و انسان بر
عمل به اين تکليف تسليم شده و لبيک گفت. در حقيقت اساس بندگي انسان، بر پایهی عهد
و پيمان ازلي او استوار است. کسي که به اين عهد پاي بند نباشد، در مسير سعادت مي
لغزد.
سؤال: وفاي به عهد چقدر میتواند سرنوشت ساز باشد؟
جواب: حوادث تاريخي مبين اين حقيقتند که اگر پيشينيان به عهد و پیمانهای
خود متعهد بودند، بُعد معنوي بشر امروزي اين چنين آشفته نبود.
تذکر براي اهميت موضوع: شکستن عهد از جانب مردم کوفه، اساسیترین دليل
حادثهی دردناک کربلاست. هرچه بشر بر اين واقعه بگريد، کم است. کربلا اگرچه بيدارگر
است، ولي کشتن امام معصوم، تابلويي از مرگ انسانيت را تصوير کرده است.
نکته: هرچه بر سر انسان میآید و او را به کام گناه میکشد، در نتیجهی
بي تقوايي است. انسان با تقوا، قلب تپنده اي سرشار از شوق وصل به معبود دارد و هرگز
حاضر نيست حرم معشوقش را با گناه آلوده کند. شرم میکند، حيا میکند. ولي گناه
انسان را بي حيا میکند. يکي از آثار درد بي تقوايي، در نتیجهی عهد شکني نمايان مي
شود.
داستان: مردي میگفت: قبل از رسالت، با پيامبر گوسفند میچراندیم. روزي
قرار گذاشتيم تا با هم در دامنهی کوهي ديگر گوسفندانمان را بچرانيم. از سر غفلت
دير کرده و ساعتي تأخير کردم. وقتي با گوسفندانم به دامنهی کوهي، که محل قرارمان
بود، رسيدم، متوجه رفتار عجيبي از پيامبر شدم. ايشان نمیگذاشت گوسفندان بچرند. با
تعجب دليل اين کار او را جويا شدم.
پيامبر خدا فرمود: نمیخواستم برخلاف قولم عمل کنم.
«...وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولًا »﴿ اسراء۳۴﴾
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ ...»﴿مائده ۱﴾



